محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
58
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
شخصى است ؟ ! ! « 1 » و نيز مثال ديگرى را در نظر بگيريد ! كارگرى كه از توان و مهارت خود استفادهء كامل نمىكند يا اينكه فرد تازهكارى را در بهرهگيرى استخدام مىكند ، يا اينكه با اعتماد بر نرمش قوانين كار ، خود را به بيمارى مىزند و از مرخّصىهاى بيمارى معمولى و اتّفاقى سوءاستفاده مىكند و هرگاه به او هشدار داده مىشود كه رعايت مقرّرات را بكند و در كارش اخلاص داشته باشد ، فرياد برمىآورد كه « به قدر پولى كه مىدهند انتظار كار داشته باشند » ! ! چطور ممكن است در اين راه و روش خيرى باشد و يا آيندهء اين امّت تضمين گردد ؟ ! با اين همه ، آنچه از جرايم و انحراف گفتيم ، بيشتر اوقات تحت عنوان خلاف قانون شمرده مىشود . بنابراين ، در مقايسه با قانون جرم است و از طرفى با مقياس شرعى هم جرم محسوب مىشود . و اگر ما صفحه را برگردانيم ، خواهيم ديد كه برخى از چيزها تنها به مقياس شرعى جرم است درحالىكه قانون آنها را مجاز دانسته و جرم نمىشمارد ، به اين نتيجه مىرسيم كه زندگى وقتى كه در رفتار فردى از فرمان وجدان تهى باشد ، سرشار از جرايم دينى - گناهان صغيره و كبيره - خواهد بود . بدين ترتيب ، قمارخانهها و مجالس آوازخوانان زن كه قانون در اين موارد چشمپوشى مىكند ، بدان لحاظ كه ارتباط با پسند و رضايت افراد دارد ، بلكه هرآنچه از اين نوع روابط بر پايه رضا و پسند است با قانون مخالفتى ندارد . انحرافهاى رفتارى در كوچه و بازار ، و آزاد گذاشتن افراد در مورد واجبات دينى و اعمال پست و رذيلانه از قبيل دروغ ، سخنچينى و غيبت كه در عرف شريعت جرم اخلاقى است و بخشى از مشكل اجتماعى است كه امّت اسلامى گرفتار آنهاست . البتّه ، ما مىتوانيم مثالهاى بىبندوبار اخلاقى را در ساير پلّكان نردبان اجتماعى ، از
--> ( 1 ) - اشاره به آيات و رواياتى دارد كه خوردن مال حرام را حرام مىداند ؛ مانند پول شرابفروشى ، و پولى كه از راه فروش شراب مسكر خرما به دست مىآيد كه بين مسلمانان اختلافى در حرمت آن نيست . خداى تعالى مىفرمايد : « بسيارى از آنها را مىبينى كه در مسير گناه و ستم و خوردن اموال حرام بر يكديگر سبقت مىجويند ، چه عمل زشت و ننگينى آنها انجام مىدهند ! چرا دانشمندان مسيحى و علماى يهود آنها را از سخنان گناهآلود و خوردن اموال نامشروع بازنمىدارند ؟ ! چه زشت است كارى كه آنها انجام مىدهند ! » ( مائده ( 5 ) آيات 62 و 63 ) .